به هنگام گرسنگی میخورم و به هنگام خستگی میخوابم ابلهان به من میخندند و دانایان میفهمند.
+ نوشته شده در شنبه نهم تیر 1386ساعت 8:28  توسط یک دو سه
|
آسمان بی رنگ بیرنگ است
دیگری میگفت
این فقط پرورده ی ذهن است
مردمان گفتند :هه!
این یکی دیوانه از بنگ است!
بر سر این مرده ی بی سر نشستم
گریه کردم تا شکستم!
یکی بود یکی نبود
یکی خوب بود یکی بد بود
یکی تنهابود یکی با دوستش بود
یکی غمگین بود یکی شاد بود
یکی...............
هی ادامه بده!
راستی میتونی کلام رو هم قسمت کنی؟
میتونی بدون استفاده از کلام فکر کنی؟
و بدون این حروف به خدا برسی؟
یا برسی به خود-آ؟
از خودت بپرس من فقط این جا سوال میکنم و هیچ جوابی نیست!